ستونی عظیم از دود است که به آسمان برمیخیزد
هر صبح که خورشید بر فراز مجتمع مس سرچشمه رفسنجان طلوع میکند، آنچه پیش از نور آن دیده میشود، ستونی عظیم از دود است که به آسمان برمیخیزد. اما تصویری که چهارشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ از این منطقه ثبت شده، فراتر از یک روز عادی است؛ دودی چنان غلیظ که تمام افق را پوشانده و نفسها را در سینه حبس کرده. این صحنه دیگر یک تصویر عادی نیست؛ هشداری آشکار برای سلامت هزاران شهروندی است که ناچارند این هوا را تنفس کنند. آلودگیِ حاصل از فعالیت این مجتمع، با بیماریهای تنفسی و قلبی مردم گره خورده؛ اما انگار برای مسئولان، این دود فقط یک منظرهست.
در کنار آلودگی هوا، سالانه ۳۰ میلیون مترمکعب آب نزولات جوی که حق طبیعی دشت رفسنجان بوده، با ایجاد سد برای مصرف مجتمع مس سرچشمه در نظر گرفته شده و متأسفانه آنچه به سفره آب زیرزمینی نفوذ میکند، آرسنیک، اسید و آلایندههای سمی است. این در حالی است که هر ساله مسئولان شرکت آبفا در روزهایی که مردم رفسنجان دچار تنشهای آبی هستند، برای دریافت چند لیتر آب از خط خلیجفارس مجبور به نامهنگاری و التماساند.
اما این همه ماجرا نیست. پروژههای متعددی که شرکت مس سالها پیش در رفسنجان کلنگ زده، یکی پس از دیگری به فراموشی سپرده شدهاند. پروژههای چندین میلیاردی که هر کدام میتوانست تحولی اساسی در زیرساختهای شهر ایجاد کند، حالا به نمادهایی از وعدههای بینتیجه تبدیل شدهاند. تصفیهخانه آب شرب شهر که باید سالها پیش به بهرهبرداری میرسید، اجرایی نشده و پروژه فاضلاب شهری نیز با وجود امضای تفاهمنامه، همچنان روی کاغذ باقی مانده است. این پروژهها امروز به گرههای کور تبدیل شدهاند که نیاز به تعیین تکلیف فوری دارند؛ مردم رفسنجان دیگر طاقت انتظار برای وعدههای بینتیجه را ندارند.
وضعیت زیرساختهای درمانی نیز به مراتب وخیمتر است. بیمارستان علیبنابیطالب(ع) به عنوان مرکز درمانی اصلی شهر، از داشتن دستگاه سیتیاسکن محروم است و بیماران برای انجام سادهترین اقدام تشخیصی، ناچار به سفر به شهرهای انار یا کرمان هستند. این یعنی در شرایط بحرانی، جان مردم در مسیر جادهها میگذرد؛ حق مردم رفسنجان این نیست که بیمارستانشان از حداقل امکانات برخوردار نباشد.
رفسنجان سهمش از این مجتمع عظیم، فقط دود، آلودگی و محرومیت است.
کلیپِ و عکس های امروز، سند زندهای بر بیتوجهیهای سالهای گذشته است. آنچه بیش از هر زمان دیگری نیاز است، مطالبهگری جدی مسئولان شهرستان است؛ مسئولانی که باید صدای مردم باشند و از حق آنان در برابر کارخانه ای که از دل همین خاک برخاسته، دفاع کنند. دیگر وقتِ وعده نیست؛ زمانِ پاسخگویی و عمل فرا رسیده است.

